اعتراف

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

حدیث چشم مگو با جماعت کوران .

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

‏من از جنگیدن پشیمون نیستم فقط حسرت می‌خورم چرا باید واسه‌ی چیزایی که بقیه خیلی راحت داشتنشم می‌جنگیدم.

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

"هزار چاره بکردم که هم‌عنان تو گردم

تو پهلوان‌تر از آنی که در کمند من افتی"

سعدی

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

«چه جمال جان فَزایی

که میانِ جانِ مایی

تو به جان چه می‌نمایی ،

تو چنین شکر چرایی ؟!»

مولانا

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

این که بگم اصلا دوستم نداشت بی انصافیه

‏ولی خب بقول "پابلو نرودا" که میگه

‏امشب غمگینانه ترین سطر ها را مینویسم،

‏دوستش داشتم

‏و او نیز گاهی دوستم میداشت‌‌…

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

شبیه پدرم شده‌ام؛

عصبانی

کم‌حرف

بی‌پول

مستاجر

کاش شبیه پدربزرگم می‌شدم،

مرحوم

مغفور

شادروان

جنت‌مکان

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

من هیچوقت فرزند محبوب نبودم.
هیچوقت نوه‌ی محبوب هم نبودم.
هیچوقت خواهرزاده/برادرزاده‌ی محبوب‌هم نبودم.
هیچوقت دانشجوی محبوب استادهام هم نبودم.
هیچوقت اولویت اول کسی نبودم.
هیچوقت دوست صمیمی کسی که فکر می‌کردم دوست صمیمیمه هم نبودم.
هیچ‌وقت فرد مهمی برای کسی نبودم.
هیچوقت بقیه بخاطرم کوتاه نیومدن ولی همیشه من بخاطر دیگران کوتاه اومدم.
هیچوقت برنده نبودم.
هیچوقت عنصر شانس آغوشش رو برام باز نکرده.
خلاصه خیلی بده آدم بخواد بدون رودربایستی باخودش بشینه فکر کنه اینا رو.
شاعر میگه:
ذره‌ای بهره نبردیم از عالم نکند ما فقط بهر تماشای جهان آمده‌ایم؟

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

• گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ •

قیصر امین پور.

دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲
آرمان

‏کافیه یکی ازم تعریف کنه، تا اثبات نکنم آدم گهی‌ام ول نمی‌کنم.

آخرین نوشته‌ها