اعتراف

شنبه سوم تیر ۱۴۰۲
آرمان

من از هیچ‌کس، از هیچ‌کس، از هیچ‌کس به اندازه‌ی آدم‌های افراطی دوری نمی‌کنم و از هیچ‌کس به قدر آنان هراس ندارم!

آنان که افراطی محبت می‌کنند، افراطی عاشق می‌شوند، افراطی حجاب می‌گیرند، افراطی ادعای معنویت دارند، افراطی مردم‌داری می‌کنند، افراطی بخشنده‌اند، افراطی لبخند می‌زنند، افراطی خوبند و افراطی زندگی می‌کنند.

من از زیاده‌روی بیزارم؛ چرا که شک ندارم هرکجا که افراط بود، چیزی بی‌نهایت کریه و آزاردهنده، پشت حجاب ضخیم آن پنهان شده و هر آن امکان دارد با نیرویی عظیم از جایی بیرون بزند و همه چیز را به گند بکشد، شبیه به آتشفشانی که معلوم نیست پس از فوران چه محتویات مذابی را برون ریزی کرده و چند سرزمین حوالی‌اش را ویران خواهد کرد...

من آدم‌های معتدل را دوست دارم، همان‌ها که نه اهل افراطند، نه تفریط. همان‌ها که هیچ خصلت ناپسند و آزاردهنده و هیچ آسیب روانیِ مداوا نشده‌ای را در پس نقاب تظاهر و افراط و خونسردی‌شان پنهان نمی‌کنند و درست همان چیزی‌اند که هستند.

همان‌ها که برای هیچ تایید گرفتن و پذیرفته شدنی، خودشان را به چیزی که نیستند و اعتقاداتی که ندارند و خصلت‌هایی که فاقد آنند؛ شبیه‌سازی نمی‌کنند.

| نرگس صرافیان‌ |

آخرین نوشته‌ها